حسناحسنا، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره

تقدیم به دختر گل و بی همتایمان حسنا

بچگی بابا حسن و حسنا

حسنای عزیزمون این عکس بابا حسنه که تو بغل دایی اصغره.   و حالا . . . نفس و قلب مامان و بابا ، حسنا خانم بغل دایی اصغر.   بابا حسن در حال موتور سواری و حسنا خانم در حال روروئک سواری ، بووووووس یه عالمه برای هر دوتون     ...
30 مرداد 1393

5 ماهگیت مبارک فرشته ما

فرشته کوچولوی مامان و بابا ، اول این ماه دو تایی برای انجام کارهای بیمه ، شرکت مامان رفتیم ، همه همکاران و دوستای مامان از دیدنت خیلی هیجان زده شده بودن و خدا روشکر شما هم اصلا غریبی نکردی و هر کسی که دوست داشت بغلت کنه بغلش می رفتی و می خندیدی. اینم خانم مهندس کوچولوی ما ، هنگامی که می خواست شرکت بره   از 8 تیرماه ، ماه مبارک رمضان شروع شد و دختر نازمون ، شما تو اولین ماه رمضانت 5 ماه و 12 روزت بود و من وباباحسن حساب کردیم  شما زمانی که بخوای اولین روزه رو بگیری ماه رمضون تو فروزدین ماهه و خدا رو شکر از تابستون خارج شده و به عزیزدلمون کمتر فشار میاد ، انشاله دقیقا اولین ماه رمضانت 10فروردین ماه سال 1402 میشه.ای جا...
21 مرداد 1393

اولین شب قدر فرشته آسمونی ما

برای شب قدر سه تایی داشتیم به امامزاده عقیل (ع) می رفتیم که برنامه شب قدر در رادیو ماشین پخش می شد و زمان قرآن به سر گرفتن بود و ما ترسیدیم که برنامه امامزاده عقیل برای قرآن به سر گرفتن تمام شده باشد آخه ساعت حدود 1:30 بامداد بود برای همین تو ماشین سه تایی قرآن به سر گرفتیم خیلی خیلی حال خوبی به همون دست داده بود چون نفس ما ، تو در کنارمون بودی و ما هم کلی برات دعا کردیم و آرزو هامونو  علاوه بر اینکه خودمون از خدا خواستیم به شما هم گفتیم که عاری از هرگونه گناه بودی  ، از خدا برامون بخوای ، فدات بشیم الهییییییییییی ، قبول باشه نفس مامان و بابا. بعدش که رسیدیم امامزاده برنامه قرآن به سر گرفتنشون تمام شده بود و ما خوشحال شدیم که تو...
14 مرداد 1393

اولین جشن تولدی که حسنا خانم شرکت کرد

16 تیرماه تولد پسرعمه محسن بود که عزیزدلمون اولین جشن تولدی بود که شرکت می کردی .   تو این عکس ، جشن تولد 10 سالگی محسنه و شما 4 ماه و 20 روزته و کیان هم 10 ماه ونیمشه   حسنا جون ، تو این عکس هم پسرعمه محسن با لباس لیونل مسی (بهترین بازیکن دنیا)که شما براش هدیه گرفته بودی به همراه شما عکس گرفته ، هزار ماشاله به جفتتون. ...
14 مرداد 1393

اولین بازی در پارک

حسنا جون شما 4 ماه و 17 روزت بود که خونه عمه معصومه افطاری دعوت داشتیم ، وقتی اونجا رفتیم پسرعمه محسن به دایی حسن پیشنهاد بازی پینگ پنگ  تو پارک شفق که نزدیک خونشون بود رو داد که سه قلوها و من وشما هم برای تماشای بازیشون و تشویقشون رفتیم و بعد هم شما و سه قلوها مشغول تاپ سواری و سرسره شدی .       ...
14 مرداد 1393

بازی حسنا جان با اسباب بازیهاش

دخمل گلمون تازه توی سه ماه رفته بودی که وقتی تو اتاقت می بردیمت اسباب بازیاتو تشخیص می دادی و براشون به صورت (اوه اوه ....) صدا در می آوردی ، خیلی هم ذوق می کردی و ما هم وقتی شب ها دیر می خوابیدی و گریه می کردی تو اتاقت که می بردیم حسابی سرگرم می شدی ، بخصوص خرسی رو که روی کمدته خیلی دوست داری و با اون صحبت می کنی ، فدات بشیم الهیییییییییی.   الان که 4 ماه و دو روزته اسباب بازیاتو تو دستت می گیری و  دیگه باهاشون صحبت نمی کنی بلکه بیشتر تو دهنت می بری ، فکر کنم تو ماه پیش صحبتاتو با هاشون کردی و دیگه حرفی برای گفتن با اونا نداری اینجا هم خونه مامانی مامانه که با اسباب بازی ای که خونه مامانی داشتی سرگرم شدی &...
14 مرداد 1393
1